استاد را هر چه بگویم کم است
استاد را هر چه بگریم کم است
حکایت غریبی ست.....
از دست دادن عزیزی که عادتمان دیدنش بود سخت باور میشود.
استاد بزرگ مردی بود که از میان ما رفت "استاد حسين ترمه چي"
مهتاب
چگونه مي توان از تو خوبتر بود؟
وقتي حتي به خوبي تو بودن اينچنين سخت است
و تو
اينچنين ...!
چگونه مي توان تو بود؟
وقتي اين همه سال خودم هم نبوده ام؟
وقتي تو اين همه سال هم خودت بودي وهم من
و هم خيلي هاي ديگر... .
مگر مي توان تو را نستود؟
وقتي پناهي در طوفان
و باز پر مي دهي
در گرماي مهربان زندگي
و تنها از دور
از شادي ها شادمان مي شوي.
وقتي اينقدر خوبي
مگر مي توانم به خوبي تو باشم؟
راه ها
چه آسان
می تواند تغییر کند
حتی با یک کلمه.
حرفي بزن
هرچيز ...
سكوت را براي آن نگاه ها نگه دار
وقتي چشمهاي سياهمان
آنقدر در عمق هم فرو ميروند
كه غرق ميشویم….